أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
506
قانون ( فارسى )
مىدانى كه قطع آنچه كه سيلان مىكند چه مفهومى دارد ؟ ما قبلا آن را بيان كردهايم . اما جوش دادن آنست كه وقتى لبهها گرد هم آمدند آنها را بهم بچسبانى ، و گرنه اين عمل را بوسيلهء خشكاندن انجام بده و در اين حالت بيمار بايد مواد خشكىدهنده را تناول كند . مداواى قرحهها « 331 » : بايسته است بدانى كه چارهء از بين بردن قرحهها همان خشكانيدن است . اگر قرحهاى بىآلايش است آن را فقط بخشكان . اگر قرحه بدون آلودگى نيست و متعفن شده است داروهاى تند و خورنده مانند زاج زرد ، زاج ، زرنيخ و نوره ( آهك ) استعمال كن . اگر از اين داروها بهرهاى نمىبينى حتما قرحه را بايد با آتش بخشكانى . داروئى كه از زنگار و موم و روغن تركيب شده است براى تصفيه و گندزدائى قرحه مفيد است ؛ زنگار آن را مىپالايد و موم و روغن از سوزش زياد جلوگيرى مىكنند . اين دارو براى اين مقصود داروى بدى نيست و در « اقرابادين » نيز ذكر شده است . مىگوئيم : هر قرحهاى يا ساده است يا تركيبى . اگر قرحه ساده و كوچك است و خورهاى در وسطش نيست ، بايد دو لبه آن را بهم چسباند . ليكن بايد مواظب بود كه موادى مانند روغن يا گرد و خاك در ميان نباشد . با چنين روشى قرحه جوش مىخورد . اگر قرحه بزرگ است و از گوهرش كاسته نشده است باز مىتوانى از طريق گرد هم آوردن لبهها آن را جوش دهى و مىتوانى لبهاى را بر لبه ديگر بياورى و برهم نهى . اگر قرحه بزرگ است و بهم آوردن لبهها ممكن نيست و يا مواد ديگرى پر از ريم و چرك دارد يا اينكه از گوهر اندام مقدارى كاهش يافته است علاج آن خشكاندن است . اگر آنچه از دست رفته است پوست است بايد آن را مهر گذاشت « 332 » مهر گذاشتن نيز دو روش دارد : يا خودبخود مهر مىشود كه بوسيلهء ماده قابض انجام مىگيرد يا بوسيله يك روى آورد ، و در اين حالت بايد اندازه معينى از داروهاى تند از قبيل زاج ، زاج زرد ( قلقطار ) را به كار برد كه براى خشكانيدن و پيدايش خشك ريشه مددكار است . اگر در قرحه ، خوره زياد و در افزايش است يا آنچه از بين رفته است گوشت است همچنانكه در قرحههاى عمقى پيش مىآيد معالجهء آن را نبايد با مهر گذاشتن شروع كنيم بلكه بر ماست كه نخست به رويش گوشت بپردازيم . وقتى مىتوان گوشت را مجددا روياند كه خشكانيدن قرحه از مرحلهء آغازى دور نشده است . علاوه بر آن بايد چگونگى مزاج اصلى اندام و مزاج قرحه را بررسى كرد . اگر مزاج اندام بسيار تر است و نمناكى مزاج
--> ( 331 ) - در نسخه انگليسى : « قرحهها » . ( 332 ) - نسخه انگليسى : « اگر فقدان نسج منحصر به پوست باشد ، بايد داروهاى پوست آور به كار برد » .